وبلاگ شخصی مهدی بـاقرزاده

اِلهی وَ رَبّی أنَا عَبْدُکَ الضَّعیفُ الذَّلیلُ الْحَقیرُ الْمِسْکینُ الْمُسْتَکینُ . . .

وبلاگ شخصی مهدی بـاقرزاده

اِلهی وَ رَبّی أنَا عَبْدُکَ الضَّعیفُ الذَّلیلُ الْحَقیرُ الْمِسْکینُ الْمُسْتَکینُ . . .

وبلاگ شخصی  مهدی بـاقرزاده

طراحی و ساخته شده ایم برای جنگ! جنگی عظیم با دشمنان بیشمار و در جبهه های بیشمار و در قالب های گوناگون | مهم نیست که باشی و کجا، مهم این است بدانی در حال جنگی برای رسیدن به هدف! البته رسیدن برای من آروزیی بیش نیست، هدف نزدیک تر شدن به هدف است! بهتر آنکه بگویم دور نشدن یا راست تر از آن : دورتر نشدن! با اینکه میدانم سخت است ولی امیدوارم خواب، بیداری، خورد و خوراک، کسب و کار، و خلاصه تمام لحظات و امور زندگیم در راستای این جنگ و هدف باشد و همانند میلیارد ها میلیار انسان در طول تاریخ و مکان خودم را در خود گم نکنم! ان شاء الله ، ای هدفم دوستت دارم هرچند شاید ... { یا خدا . . . }

نویسندگان

۲۷ مطلب توسط «مهدی باقرزاده» ثبت شده است

هدیه داداش عزیزم محمدمهدی موحد

دوشنبه, ۱ خرداد ۱۳۹۶، ۰۴:۲۶ ق.ظ

  • مهدی باقرزاده

تشنه در خواب

شنبه, ۲۳ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۱:۴۳ ق.ظ

در ستاد نشسته بودیم و مشغول گفتگو های مربوط، نمیدانم چه شد که در ذهن گریزی زدم به سال 92 و حال هوای نوجوانی احساسی که از شکست نامزدش در انتخابات ریاست جمهوری غمگین و ناراحت بود به طوری که تا دو سال وقتی از جلوی مکان ستاد تبلیغاتی رد میشد یا آهنگ منتسب به آن نامزد را می شنید بغضش می گرفت!
گفتم خدایی نکرده اگر امثال هم مانند سال 92 نامزدمان رای نیاورد فرصت خوبی است، بچه ها را جمع میکنیم و این حاج محمد که معروف است به صدای حزین و سوزناک اش را دعوت میکنیم و یک دعای ندبه و استغاثه ای میکنیم و با دل های شکسته فرج آقا را طلب میکنیم؛ یک دفعه به خود آمدم و مو به تنم سیخ شد! که خدا و دین لقله ی زبانمان است و توجیه مفد و مجانی بودن تلاش و کوشش هایمان در امور تبلیغات، اما زمانی برای ظهورش مضتر میشویم که دلمان بشکند و نا امید شویم، تازه آن هم به طور موقت. 

  • مهدی باقرزاده

هدیه و سوغاتی های داداش عزیزم مهدی نورمحمدی

سه شنبه, ۱۲ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۴:۲۵ ق.ظ
  • مهدی باقرزاده

در فراق دریا

دوشنبه, ۷ فروردين ۱۳۹۶، ۰۵:۵۷ ب.ظ

سخت است خود را در بین گلستان یابی اما آینه ای نباشد که جلوه خود را در او نظاره گر باشی، در آب و نور و خاک و هوا هم سفره اهل گلستان باشی، اما خود را خوب میشناسی و مدام متحیری از سکنایت در این سرزمین، 

میبینی دیگران چه خوب قد میکشمد و نحل ها و بلبلان را سیراب میکنند از بوی و شهد و جمال خود، و چه ماهرانه خودنمایی میکنند در چشم باغبان ،

 اینبار بجای نحل و بلبل باغبان خود عاشقشان می شود و گاه گاهی طاقتش سر میکشد، دوری را پایان داده و عده ای را میچیند ، میبوید و مقابل دیدگانش قرارشان میدهد.

و تو نیز در جو گلستانی و در تلاش برای جلب توجه باغبان و دیگر بجای تحیر از گلستانی شدنت، ترس از آن داری که چیده نشوی و ماندنی شوی در گلستان.

و اما بالاخره تو نیز چیده خواهی شد، ولی خدا نکند که چیده شوی و خود را نه در دستان یار بلکه بین هرض هایی بینی که خوراک آتش خواهند شد .

- - - - - در فراق دریا - مسیر بازگشت از مناطق عملیاتی جنوب کشور - نوروز 96

  • مهدی باقرزاده

هدیه داداشی عزیز و مومنم سید علی موسوی

پنجشنبه, ۴ آذر ۱۳۹۵، ۰۸:۴۹ ب.ظ

عقیق در نجف 

سوغات سفر اربعین کربلا

  • مهدی باقرزاده

دل نوشته|و یرزقه من حیث لا یحتسب

شنبه, ۱۰ مهر ۱۳۹۵، ۱۲:۰۷ ق.ظ

مهدی باقرزاده

عکس که شاید صرفا جهت ریاست!
اما حرف! اگر خدا توفیق داد و معبودان دنیوی رو فراموش کردیم و برای خدا قدمی برداشتیم آنگاه میفهمیم که( ان تنصرالله ینصرکم ) یعنی چه!

حتی اگر تمام کار برای خدا نباشد هم خدا پشتت هست، و یا حتی اگر اسم خدا در کار باشد!شاید!

وقتی از همه جا دل سرد میشوی آن وقت است که میگویی ، عا خدا! فقط کاریه که از دست تو برمیاد!

ولی کاش خدا اندکی یقین روزی کند تا از اول هرکاری خدا را جلو برنده کارهایمان ببینیم، نه پس از دل سردی از خلایق!  کاش کاش کاش و بازهم کاش  و با تمام وجود کاش!

اما به نظرم دا منتظر یک بهانس ، فقط منتظر زمانیست که انسان متوجه شود غیر از او اراده ای نیست و بر او توکل کند،  منتظر این لحظه هست گویا!

از جایی که انتظار نداری گره ها و در ها را باز میکند!

با جان و دل این آیه را درک کرده ام، صحیحش این است که بگویم درکم گردانده!

(( و یرزقه من حیث لا یحتسب))((و او را از جایی که گمان ندارد روزی می‌دهد))

امیدوارم کاری را که در این تاریخ به خواست و کمک خدا مشغول بثمر رساندنش هستم همچنان مورد لطف پروردگارم باشد و سبب خیر دنیا و آخرت، ان شاء الله

خدا میدانم که دروغ میگویم، اما عاشقت هستم! امیدوارم به جایی نرسیده باشم که دیگر عاشقم نباشی، نگذار ...

  • مهدی باقرزاده

ایشون در قالب برادر دینی بنده نعمتی از جانب خدای عزیز هستند

هبه برادر عزیز و بزرگوارم کربلایی بهنام داداش زاده

  • مهدی باقرزاده

هدیه دوست عزیزم علی ممی پوریان

پنجشنبه, ۱۰ تیر ۱۳۹۵، ۱۱:۳۸ ب.ظ

 هدیه دوست عزیزم علی ممی پوریان

 
  • مهدی باقرزاده

هدیه برادر عزیزم محمدامین دامادی پور

پنجشنبه, ۲۳ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۱۱:۳۰ ب.ظ

سوغاتی از مشهد

هدیه برادر عزیزم محمدامین دامادی پور

  • مهدی باقرزاده
سلام
همه ما هر چه باشیم، چه مرد و چه زن! خود را شیعه ی اهل بیت (ع) میدانیم، هر چند شیعه بودنمان خلاصه شده باشد در ماه محرم و رمضان! یا گاهی مجالس  اهل بیت .
 
در زیارت عاشورا میخوانیم(الهم الجعل محیای ...) ( ای خدا حیاتم را حیات محمد(ص) و مرگم را مرگ محمد (ص) قرار ده. یعنی باید تمام اعمال زندگی(اعم از تحصیل،کسب و کار،ازدواج و بچه دار شدن و ...) برای خدا باشد.
خداوند ما را در زمان و مکانی آفریده که در کشور و حکومتی هستیم که هدف آن رسیدن به حکومت مهدی فاطمه میباشد، جدا از فساد و نفوذ هایی که درآن است که حتی در حکومت پیامبر هم وجود داشتند.
  • مهدی باقرزاده

سوءظن در حسن نیت برگزاری برخی مراسمات در تبریز!

دوشنبه, ۲۳ فروردين ۱۳۹۵، ۰۱:۲۲ ب.ظ

در طول تاریخ خوانده ایم از نفسانیت و منیت هایی که گاه موجب شکست لشکر در جنگی شده!
این طبیعی است که ما معصوم نیستیم و ممکن الخطائیم! و البته در این یادداشت قصد تهمت و جسارت به هیچ یک از برادرانم را ندارم.

گاه گاهی ما در تبریز شاهد اتفاقاتی هستیم! چندی پیش یکی از هیئت ها از استاد بزرگوار آیت الله فروغی دعوت به سخنرانی کرده و در سطح شهر بسیار تبلیغ نموده بود! اما مکان این جلسه در یک مسجد کوچک در اطراف مارالان!

  • مهدی باقرزاده

هدیه داداش عزیزم بهنام اصغر زاده

سه شنبه, ۱۷ فروردين ۱۳۹۵، ۰۶:۵۲ ب.ظ

  • مهدی باقرزاده